تبليغاتX

metal gear solid the best is yet to come songs
Mp3 download | Music download

The Battle For Middle Earth 1
 

 
 
 
بيوگرافي گندالف گندالف يکي از جادوگراني بود که براي مقابله با سائورون به سرزمين ميانه فرستاده شد.در طي 2000 سالش در سرزمين ميانه، گندالف براي عشق به سرزمين ومردمش و هابيتها آمده بود.گندالف بي وقفه بر ضد نقشه هاي سائورون که براي تسلط بر سرزمين ميانه بودتد تلاش ميکرد.او در جريان يک سري اتفاق ها قرار گرفت که سرانجام موجب نابودي دارک لرد شدند. زماني که او در سرزمين جاودانه زندگي ميکرد معروف به الورين بود،واو خردمندترين مايار بود.الورين براي زمان زيادي در لورين،جنگل والا ايرمو زندگي مي کرد. براي اينکه درختان لوتلورين در سرزمين ميانه به اين نام بودند.الورين همچنين اغلب نيه نا را در خانه اش در باختر دور نزديک ديوارهاي جهان ملاقات ميکرد.گفته اند که الورين نزد نيه نا دلسوزي و بردباري را مي آموخت.والار، منوه و واردا الورين را حدود سال 1000 دوره سوم به سرزمين ميانه فرستادند. مايار، کساني که توسط والار با چهره ي پيرمردان به سرزمين ميانه فرستاده شدند، معروف به ايستاري يا جادوگر شدند.مآموريت آنها کمک به مردان آزاد سرزمين ميانه براي مغابله با سائورون بدون اينکه خواستار چيرگي يا قدرت براي خودشان باشند . الورين آخرين 5 جادوگر بود که به بندرگاههاي خاکستري در شمال غربي سرزمين ميانه وارد شد. سيردان کشتي ساز به او ناريا يکي از سه حلقه ي الفها را داد. الورين به گندالف معروف شد.الفها به او ميتراندير مي گفتند.يعني زائر خاکستري.او ريشهاي خاکستري بلندي داشت .اوکلاهي آبي رنگ برسر داشت و شنلي خاکستري بلندي ميپوشيد. در حدود سال 1100 گندالف و فرمانده ي الفها کشف کردند که يک قدرت شيطاني قلعه ي دول گولدور در سياه بيشه را ساخته است.در آن زمان آنها فکر کردند که آن قدرت،يکي از نزگولهاست.گندالف در سال2063 به دول گولدور رفت و فهميد که آن سائورون است. 3سال بعد سوراي سفيد توسط فرمانده ي جادوگران و الفها تشکيل شد.رئيس شوراي سفيد سارومان بود.گالادريل معتقد بود که گندالف رياست را بر عهده بگيرد اما گندالف قبول نکرد.گندالف در سال 2850به دول گولدور بازگشت.او آنجا ترين پدر تورين را پيدا کرد.ترين قبل از مرگش نقشه ي کوهستان متروکه و کليد در مخفي را داد.او مي خواست يک حمله ي نظامي به دول گولدور انجام شود ولي سارومان قبول نکرد. گندالف ميدانست که ازدها اسماگ کوهستان متروکه را تصرف کرده است.او مي ترسيد که سائورون از اسماگ به عنوان يک وسيله براي حمله به ريوندل و لوتلورين استفاده کند.در روزي از مارس 2941گندالف پسر ترين،تورين را در بري ملاقات کرد.تورين ميخواست که کوهستان متروکه را از اسماگ پس بگيرد.او و گندالف نقشه اي کشيدند.او 12 دورف ديگر را هم براي اينکار انتخاب کرد و گندالف يک هابيت را.اين اولين قدم گندالف براي نابودي دارک لرد بود.هابيتي که گندالف انتخاب کرده بود بيل بو بگينز بود. گندالف در اواخرآوريل 2941به شاير آمد و وارد بگ اند شد.گندالف جلوي در خانه علامت گذاشت و بعد از مدتي 13دورف براي صرف چاي آمدند.ابتدا هابيت قبول نکرد که با آنها برود ولي سپس فردا صبح به همراه آنها براي انجام نقشه به طرف کوهستان متروکه به راه افتاد. زماني که دورفها و هابيت توسط سه ترول،تام برت و ويليام دستگير شدند گندالف آنها را فريب داد و آنها در آفتاب تبديل به سنگ شدند.گندالف در ميان اندوخته ي ترولها شمشير گلامدرينگ را پيدا کرد و آنرا برداشت.گندالف گروه را به طرف ريوندل برد.الروند در مدت کوتاهي نقشه را براي آنها خواند.سپس بعد از مدت کوتاهي آنها به طرف کوهستان مه گرفته به راه افتادند.در آنجا دورفها و بيل بو توسط گابلينها اسير شدتد ولي گندالف با گلامدرينگ سر گابلين بزرگ را قطع کرد.گندالف آنها را به طرف راههاي خروجي در شرق آنجا برد. ولي آنها متوجه شدند که بيل بو مدتي است با آنها نيست.وقتي که نها بيل بو را پيدا کردند هابيت به آنها گفت که گولوم حلقه را به او هديه داده است.اما بعدها راستش را به گندالف گفت. وقتي که گروه به راهش را ادامه داد توسط وارگها مورد حمله قرار گرفتند.گندالف آنها را مجبور کرد که از درختها بالا بروند و بعد آنها توسط عقابها نجات يافتند.گندالف آنها را به خانه ي بئورن در حاشيه ي سياه بيشه برد.گندالف به آنها گفت که بايد به جنوي سياه بيشه برود و آنها با يد بدون او به طرف کوهستان متروکه حرکت کنند. در تابستان 2941 شوراي سفيد تشکيل شد و گندالف دوباره پيشنهاد حمله به سائورون را داد.سارومان قبول کرد و به دول گولدور حمله کردند و سائورون فرار کرد. گندالف به طرف شمال بازگشت.او وارد کوهستان متروکه شد و اسماگ را مرده يافت.اما دورفها به خاطر انسانها و الفها به کوهها پناه برده بودند.بيل بو شبانه از کوهها خارج شد وسنگ آرکن را پادشاه الفها و انسانها داد براي اينکه خصومتها را پايان دهد.زماني که اورکها و وارگها حمله کردند گندالف دورفها،الفها و انسانها را متقائد کرد که با هم متحد شوند. بعد از نبرد پنج سپاه گندالف و بيل بو به طرف شاير به راه افتادند اما در شاير نوقف کردند زيرا گندالف و الروند بايد براي حمله به سائورون مي رفتند. بعد از حمله به سائورون او به موردور رفت.ونه شبح حلقه به او پيوستند.سائورون دوباره برج تاريک باراد-دور را ساخت.او مي خواست حلقه ي يگانه را پيدا کند.اما سارومان در شورا گفت که حلقه براي هميشه در رود آندووين گم شده است. گندالف نظريه ي سارومان را قبول کرد اما هنوز شک داشت.او به شاير ميرفت و وقتي که بيل بو به او گفت که حلقه را چگونه بدست آورده است از خود پرسيد گولوم آنرا از کجا بدست آورده است.گولوم از کوههاي مه گرفته خارج شده بود. در سپتامبر 3001گندالف براي جشن تولد 111سالگي بيل بو به شاير آمد.22 سپتامبر همچنين تولد فرودو نيز بود.گندالف براي اجراي مراسم آتش بازي آمده بود.بيل بو بعد از جشن مي خواست شاير را ترک کند. گندالف راضي نبود که بيل بو جلوي چشم ميهمانانش از آن حلقه استفاده کند.وقتي که بيل بو مي خواست حلقه را براي فرودو بگذارد لحظه اي تآمل کرد.اما بالآخره گندالف او را راضي کرد که حلقه را براي فرودو بگذارد. گندالف شک کرده بود که شايد حلقه ي بيل بو همان حلقه ي يگانه باشد.ولي او بايد چيزهاي بيشتري مي فهميد.به همين دليل به ملاقات آراگورن تکاور شمال و نوه ي ايزيلدور رفت.اين اولين ديدار آنها بود و آنها بعد از آن با يکديگر دوستشدند.آنها تصميم گرفتند به جستجوي گولوم بپردازند.ولي موفق نشدند. گندالف به ميناس تي ريت رفت.دن تور زياد موافق نبود ولي اجازه داد گندالف از کتابخانه ي آنجا استفاده کند.فارامير پسر دنه تور مشتاق بود پيزهايي از گندالف ياد بگيرد.سرانجم گندالف نوشته اي از ايزيلدوريدا کرد. گندالف به پيش آراگورن رفت.او گولوم را گرفته بود.بنابراين گندالف به سياه بيشه رفت تا از پرس وجو کند.گولوم گفت که حلقه را در رودخانه ي آندووين نزديک جايي که ايزيلدورمرده بود پيدا کرده است.او يک هابيت بود و اسمش سمه آگول.او دوستش ده آگول را به خاطر گرفتن حلقه کشته بود.و به کوهستان مه گرفته رفته بو د وبراي 500 سال آنجا زندگي کرده بود. گندالف دوباره به شاير رفت و براي فرودو تعريف کرد که اين حلقه همان حلقه ي يگانه است.سپس آنرا در آتش انداخت و نوشته هاي آنرا خواند.گندالف به فرودو گفت که بايد حلقه را نگه دارد ولي بعد از مدتي از اينجا برود تا دست سائورون به آن نرسد.براي فرودو سخت بود که شاير را ترک کند ولي او تصميم گرفت که روز 22سپتامر به همراه سام وايز گمگي به طرف ريوندل برود.گندالف آراگورن را در گدار سارن ملاقات کرد و از نقشه اش براي او گفت.او در بري راداگاست قهوه اي را ديد. راداگاست به او گفت که سارومان ميخواهد او را ببيند و اخباري درباره ي اشباح حلقه که در شاير هستند بدهد.گندالف تصميم گرفت که در اولين فرصت برود پس به راداگاست گفت که به پرندگان درباره ي اشباح حلقه هشدار دهد.او شب را در اسبچه ي راهوار ماند و نامه اي به بارلي من باتربار داد که براي فرودو بفرستد.در نامه نوشته بود که فرودو هرچه زودتر حرکت کند. زماني که گندالف وارد ايزنگارد شد سارومان به او پيشنهاد داد که گندالف به او بگويد حلقه کجاست و آنها حلقه را براي خود بردارند ولي گندالف نپذيرفت و سارومان او را بالاي اورتانک زنداني کرد.او از آن بالا لشکر سارومان متشکل از اورکها و وارگها را مي ديد. در 18سپتامبر گوايهير با خبرهايي از خروج گولوم به ايزنگارد آمد.او گندالف را از آنجا نجات داد و در ادوراس در روهان پياده کرد.گندالف آنجا به شاه تئودن درباره ي سارومان هشدار داد ولي او هشدار گندالف را نشنيده گرفت.تئودن به گندالف اجازه داد که اسبي بردارد و برود.گندالف شدوفکس را انتخاب کرد و براه افتاد. در 29سپتامبر در هابيتون گندالف از سرکارگر فهميد که فرودو يک هفته قبل رفته است.او خانه ي فرودو را در کريک هالو ويران يافت ولي وقتي در بري فهميد که فرودو و گروهش به همراه آراگورن بري را ترک کرده است خيالش راحت شد.در 3اکتبر گندالف در ودرزتاپ با نه شبح حلقه رودرو شد و او به برج آمون سول رفت او آتش بزرگي درست کرد که تا چند مايلي ديده مي شد.در روز بعد گندالف به طرف ريوندل حرکت کرد. در روز 18اکتبر گندالف وارد ريوندل شد و فهميد که شاهزاده ي الفها،گلورفيندل به جستجوي فرودو رفته است.فرودو در 20اکتبر توسط اشباح حلقه محاصره شد.الروند کاري کرد که موجها بالا بيايند . گندالف نيز آنرا به شکل اسبي سفيد در آورد و موجها به نه شبح حمله کرد.فرودو در حالي که که توسط سواران مجروح شده بود به ريوندل رسيد.فرودو بهبود يافت وشوراي الروند در 25سپتامبر تشکيل شد.گندالف درباره ي خيانت سارومان گفت و شورا را متقاعد کرد که حلقه را براي نابودي به سرزمين موردور بفرستند و گفت که اين آخرين چيزي است که به فکر سائورون برسد. فرودو مآمور حمل حلقه شد و گندالف الروند را متقاعد کرد که مر و پي پين نيز جزء ياران باشند.ياران حلقه ريوندل را در 25دسامبر ترک کردند.آنها از کوههاي مه گرفته گذشتند. گندالف مي خواست که آنها از راه معادن موريا بروند اما آراگورن موافق نبود زيرا اين راه خطرناک بود ولي آنها بعد از حمله ي وارگ ها مجبور شدند از راه موريا بروند.در 13جانويه آنها به دروازه ي غربي رسيدند.مري اتفاقي رمز ورود را پيدا کرد.گندالف قبلآ از راه دروازه ي شرقي آمده بود و راه را بلد بود.در زماني که آنها مي خواستند استراحت کنند پي پين سنگي در گودال انداخت و ناگهان صداي بوم بوم بلند شد.گندالف از دست پي پين عصباني شد و او را مجبور کرد که نگهباني بدهد. در تالار مزربول گندالف کتاب مزربول را که مربوط به بالين بود پيدا کرد.در صفحه ي پاياني نوشته بود که آنها مي آيند.ناگهان صداي بوم بوم عظيمي به گوش رسيد و اورکها به ياران حلقه کردند.ياران جنگيدند و دروازه ي شرقي را بستند.گندالف آنها را بيرون برد و برروي پل خزد-دوم با بالروگ رودرو شد.او به ياران گفت که بروند و خود در برابر بالروگ ايستاد.او چوبدست خود را به پل زد و پل زير پاي بالروگ شکست ولي در زماني که داشت سقوط مي کرد شلاقش در هوا تاب خورد و به دور پاي گندالف پيچيد و اورا نيز به درون مغاک برد. گندالف و بالروگ براي رسيدن به سيلورتاين از پلکان بي پايان بالا رفتند و در مبارزه ي بين آنها گندالف بالروگ را به پايين کوهها افکند.گندالف خاکستري مرد اما ارو((Eru اورا به سرزمين ميانه برگرداند تا مآمورينش را انجام دهد.او گندالف سفيد شد بزرگتر وقدرتمندتر از قبل. گندالف از خلسه بيدار شد و گوايهير به کمک او آمد و او را به لوتلورين برد.گالادريل گندالف را لباسي سفيد پوشاند. گندالف در اول مارس در جنگل فنگورن آراگورن،گيملي و لگولاس را ديد و به آنها اطمينان داد که جاي مري و پي پين پيش چوب ريش امن است و به آنها گفت که بايد براي هشدار به مدوسلد کاخ شاه تئودن بروند.گندالف،تئودن را در اختيار مشاورش گريما مارزبان پيدا کرد.گريما جاسوس سارومان بود.گندالف تئودن را از آن حال خارج ساخت و تئودن گريما را بيرون انداخت و دوباره شمشيرش را بلند کرد.گندالف توسط ديده وران فهميد که ارتش سارومان ا گدار ايزن عبور کرده است پس به تئودن گفت که با مردانش به گودي هلم بوند و نيز خود نيز براي جمع آوري نيروي روهيريم ها راهي شد. گندالف در نزديکي گدار ايزن نيروهايي را پيدا کرد.او آنها را راهي گودي کرد و خود نيز به ايزنگارد رفت.او از چوب ريش درخواست کمک کرد و چوب ريش نيز موافقت کرد که تعدادي هورن را براي کمک بفرستد.سپس گندال براي پيدا کردن ارکن براند راهي شد. گندالف و ارکن براند با هزار روهيريم در 4 مارچ وارد نبرد شدند.اورک ها با ديدن آنها ترسيدند و به جنگل هورن ها گريختند ولي هرگز ديده نشدند.روز بعد تئودن و گندالف براي ملاقات با سارومان راهي شدند.سارومان سعي کرد با صدايش آنها را فريب دهد ولي موفق نشد.گندالف نيز چوبدستي او را شکست و اورا از زمره ي جادوگران و همچنين شورايي سفيد خارج کرد.گريما نيز پلانتير را پرت کرد و پي پين آنرا برداشت ولي گندالف به سرعت آنرا از دست هابيت گرفت. شب وقتي که آنها مشغول استراحت بودند پي پين در سنگ پلانتير نگاه کرد.وقتي که از حالت خلسه خارج شد و آنچه را که ديده بود شرح داد گندالف گفت که سائورون فکر مي کند حامل حلقه اسير سارومان است است.ناگهان يک نزگول از بالاي سرشان گذشت و گندالف به همراه پي پين سوار بر شدوفکس به طرف ميناس تي ريت راند. گندالف و پي پين وارد ميناس تي ريت وارد شدند و با دنه تود کارگزار آن ملاقات کردند.دنه تور سوالهايي درباره ي مرگ پسرش پرسيد.وقتي گندالف و پي پين خارج شدند گندالف به پي پين گفت که دنه تور چيزهاي زيادي مثل مآموريت ياران حلقه و اينکه بعد از خروج از موريا فردي بالاتر از بورومير گروه را هدايت مي کرده است را از حرفهايش فهميده است. روز بعد فارامير در حالي که پنج نزگول به دنبالش بودند به طرف شهر آمد.گندالف براي کمک به او رفت و با نوري که از چوبدستي اش خارج ساخت نزگول ها را فراري داد.فارامير توضيح داد که فرودو و سام به کمک گولوم به طرف کيريت آنگول مي روند.او نگران شد ولي نگرانيش از بين رفت زيرا مي دانست که گولوم نقش مهمي در مآموريت حامل حلقه خواهد داشت.دنه تور عصباني شد که پسرش حلقه را برايش نياورده است.پس اورا به دفاع از ازگيليات فرستاد اما لشکر سائورون بزرگتر بود و با کمک فرمانرواي نزگول قلب دفاع کننده ها را نا اميد مي کرد.گندالف بازگشت ولي فارامير همان جا ماند تا دفاع کند.روز بعد گندالف براي نجات زخمي ها رفت رفت فارامير را مجروح آورد. دنه تور از زنده ماندن پسرش نااميد شده بود.نيروهاي دشمن حمله کردند و گندالف دفاع را تقويت مي کرد.فرمانرواي نزگول مي خواس وارد شود ولي گندالف اجازه نداد و سرانجام روهيريم ها رسيدند. پي پين به گندالف گفت که دنه تور مي خواهد خودش و پسرش را بسوزاند.گندالف فارامير را نجات داد ولي نتوانس دنه تور را نجات دهد.دنه تور در پلانتير نگاه کرده بود و سائورن تصوير شکست گوندور را نشانش داده بود.تئودن کشته شد و فرمانرواي نزگول نيز توسط مري و ائووين نابود شد. بعد از نبرد دشت پله نور شورايي تشکيل شد.گندالف معتقد بود که آنها بايد براي منحرف کردن چشم سائورون از حلقه به لشکري تدارک ببنند و به دروازه ي سياه حمله کنند. لشکر غري آماده شد.آنها در 25مارس به دروازه سياه رسيدند.دهان سائورون به آنها نيم تنه ي ميتريل فرودو را نشان داد و جنگ مورانون آغاز شد.سپس ناگهان صداي بلندي به گوش رسيد و برج سقوط کرد.گندالف گفت سائورون شکست خورد.حامل حلقه وظيفه اش را نجام داد. گندالف با کمک گوايهير و برادرش براي نجات فرودو و سام که خفته بودند رفت.سپس آنها به ميناس تي ريت بازگشتند.آراگورن به آنها گفت که جايي نروند تا مراسم تاجگذاري اش تمام شود.چند وقت بعد پس از مراس آنها بازگشتند.گندالف در بري هابيتها را ترک کرد زيرا مي خواست تام بامباديل را ملاقات کند. گندالف تنها ايستاري بود که مآموريتش را در سرزمين ميانه انجام داده بود و حالا بايد به سرزمين هاي فنا ناپذير بازمي گشت.او در لنگرگاه خاکستري الروند و گالادريل را ملاقات کرد.فرودو هم آنجا بود.او چون آرون تصميم داشت در سرزمين ميانه بماند توانسته بود جايي در کشتي پيدا کند.گندالف و فرودو با مري،پي پين وسام خداحافظي کردند.کشتي لنگرگاه را ترک کرد و گندالف ديگر هرگز سرزمين ميانه را نديد
نوشته شده توسط Gimli در تاریخ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:23



 
سلام دوستان من مي خواستم ببينم كه شما از bfme1 خوشتون مياد يا bfme2 من كه خودم اولي رو ترجيح ميدم چون واقعي هستش شما چطور ؟ در ضمن طرفدار كدوم تيم هستين? ROHAN ISENGARD GONDOR MORDOR ELVES
نوشته شده توسط Gimli در تاریخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 23:38



 

                                   دانلود

دانلود

دانلود

 

 

نوشته شده توسط Gimli در تاریخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:22



 

نوشته شده توسط Gimli در تاریخ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 21:11



 
سلام دوستان ببینید من پله به پله توضیح میدم برای نصب کردن پچ و ....

۱.بازی رو دوباره نصب کنید.

۲.پچ۱.۰۳ رو نصب کنید و بعد کرکش کنید.

۳.مدل منظور مدل الف ها هستش که بازی معرکه میشه.

موفق باشید.

نوشته شده توسط Gimli در تاریخ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 ساعت 18:49



 
در اين مپ شما بايد سم رو نجات بديد . نظر يادت نره

DOWNLOAD

نوشته شده توسط Gimli در تاریخ جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 18:28



     
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد
style> body { CURSOR: url("http://www.tamilsfront.net/files/mouse.ani"); }


type="text/javascript" src="http://iransohrab.tools.googlepages.com/IranSohrab-imam-zaman.js">
*
*
*
*

*
*
*
*

*
*
*
*

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
set as your home page JavaScript Codes